|
علاقم به توخیلی بیشترشده میدونم نمیتونی درکم کنی ولی اینویادت نره عشق من میمیرم اگه روزی ترکم کنی
|
چشای هیشکی با حس عمیق نگاهم نمیکنه...
جزتو هیشکی دیگه ژا تو دلم نمیذاره
حس عمیق ما به هم
تا اخر دنیا ادامه داره...
دوست دارم

تموم شدن زمستونتون تسلیت....
اومدن این همه دورنگی تسلیت
دیوونه ها....
گریه نکنید.
رئیستون جای همتون دلش گرفته جای تک تکتون داره گریه میکنه.
همه دیوونه ها بخندید بگن دیوونه ها خیلی خوشن.بخندید و خیالتون راحت...
اونقدر گریه میکنم تا دل همتون واشه...
من رئیس دیوونه ها میشم...تا جای تک تکتون گریه کنم.
میشم مثه همون راننده کامیون و شمام بشین مثل همون کمک راننده ی معروف...
منم اینجا مینویسم:
گریه نکنید من دارم جای همتون گریه میکنم تا چشمای قشنگتون خراب نشه!

© 2012 - http://www.tarane-soraha.com/site/" target="_blank">ترانه سراها

زجر کش میکنه تورو بی رحمه میدونی
ولی بازم یکی حرفتو می فهمه میخونی...
پس بیخیالش...ماها میخوریم و میکشیم و بیخیالش...
ماها میخونیم و میبینیم که بسیاره مشکلات حل میشه خود به خود بیخیالش....
بهرام!

من عاشق نیستم اصن نمیخوام عاشق هم باشم.من همون یاغی سنگ دلم همون سنگ دل که حتی میتونه عزیزاشو بی دلیل بکشه.همون سنگ دل که هیچی و هیچکسی رو تو دنیا دوست نداره.همون دیوونه که که از همه دنیا متنفره.همون یاغی دیوونه که نمیخواد کسی ارومش کنه .اصلا نیازی به کسی نداره.نه عاشق میشه نه میخواد کسی عاشقش باشه.یاغیه چون هرطور دلش میخواد زندگی میکنه نیاز های عاطفیشو با داستان و شخصیت های خیالی داستاناش پر میکنه همون یاغی که شعر های عاشقانه ش از زبون شخصیت های داستان هاشه برای همدیگه .من همون یاغی ام که توی دنیای کتاب های خودش زندگی میکنه با اونا حرف میزنه با اونا درددل میکنه اونا رو دوست داره باهاشون عاشق میشه و یه روز هم باهاشون می میره.من همون یاغی دیوونه ام که دنیاش یه نفره س.اینجا هم دیوونه خونه شه.دیوونه خونه ی یاغیه دیوونه.دیوونه ای که بی دلیل میتونه تورو دوست خودش بدونه و بی دلیل هم ممکنه از تو خوشش نیاد.(بی هیچ مخاطب خاصی عرض کردم).از دیوونه ها انتظار نداشته باش عادی باشن.من یه یاغی دیوونه م.هر کاری دلم بخواد میکنم.انقدر دیوونه م که هم داریوش خیلی دوست دارم هم رضا پیشرو.دو تا خواننده از دو نسل متفاوت و دو سبک متفاوت که اصلا هیچ سنخیتی هم با هم ندارن.دوستشون دارم چون دلم میخواد.در عین سنگ دلی خیلی هم حساس و احساساتی ام اونقدر که گاهی بی دلیل میزنم زیر گریه.با همه دنیا فرق دارم.بر عکس همه دخترا از مهند و گلزار بدم میاد و عاشق مهناز افشار و هدیه تهرانی ام.بر عکس همه ادما دلم نمیخواد کسی سر خواکم بیاد دوست دارم تو یه روز بارونی بمیرم.من هر کاری دلم میخواد میکنم.هر جور دلم بخواد زندگی میکنم.الانم از دنیا دل بریدم.دارم با ادمایی زندگی میکنم که من براشون غریبه م و بقیه میگن بهش خونواده.با ادمایی رابطه دارم و حرف میزنم که بقیه بهشون میگن دوست.گاهی ادمایی رو میبینم که انگار بهشون می گن فامیل...
یه روز راهمو عوض میکنم.میرم پیش ادمایی که خودم بهشون بگم دوست.خودم دلم بخواد باشن.وجودشون واسه خودم مهم باشه و اونا هم وجود منو بخوان.نه مثل اینایی که به زور دارن منو تحمل میکنم.حتی شماهایی که با اجبار میاین و میخونین.وقتی انلاین میشم افف میشین و تا نگم بهم سر نمی زنین.تا پی ام ندم اصلا به روی خودتون نمیارین.از همین حالا میگم هر دوست نداره و از من خوشش نمیاد خوش ندارم خودش و منو معطل کنه .تر جیح میدم دو سه تا دوست واقعی داشته باشم تا سی صد تا رفیق ظاهری و مزخرف.از ما گفتن بود.اگه میخوای همیشه واس من افف باشی و بیای نخونده نظر بدی و فقط انتظار داشته باشی برو پی کار و زندگیت رفیق عزیز!
------------------
یادش بخیر.توی استخر کنار یه میز با دوستم نشسته بودیم .ما ساکت بودیم اما میز بغلی دوتا خانم بودن اخر تیریپ جلفی.یکیشون موهای طلایی و بافت افریقایی.پرسینگ گوشه لبش و ابروهای تتو البته سایه ای از ابرو. اونیکی هم موهای فر و بلند که به زور جمعش کرده بود.ابرو شیطونی و پوست شکلاتی با لنز گربه ای (اصولا این استخر های روباز تهرون وضعیتش همینه.ماهم به هوای یه دوست رفته بودیم که حاج خانم افتاب بگیره وگرنه من تو اب نرفتم که هیچی فقط به زور مانتو مو در اوردم.بنده اهل کوهنوردی ام نه شنا).خلاصه که تیپ هاشون ماشالا داشت.اولی همون باربی مو طلایی با یه عشوه دستشو تو هوا تکون میداد(حالا سیگارش هم تو دستش)بدون اینکه به دوستش نگاه کنه حرف میزد:
- دیشب این علی کثافت پولمو نداد (منم زیر لب به دوستم میگفتم:ای علی کثافت.اخه پول این بچه خوردن داره؟)
- دومی:وا؟خب چرا اول پولتو نگرفتی؟
- اولی:نمیشد که.
- دومی:امشبم میری پیشش؟
- اولی:نه بابا تا پول ایندفعه رو نده نمیرم امشب پیش کیوانم.(علی اقا تحدیدات ایشنو جدی بگیر لطفا این دیگه اخر خشمه ها!)
- دومی:خب شاید نداشته بهت بده امروز میده حتما(من فکر میکردم اینا باید بدن.نگو علی باید بده)
- اولی: امروز صب بهش زنگ زدم اصن خااااااااااموش بود بابا(ای علی ناکس)
- دومی:میرفتم دم خونش.
- اولی: نه بابا زشته حالا فک میکنه چه تحفه ای بوده.یهو میبینی اون رفیقش مهدی هم منو میبیه فکر بد میکنه(اصلا نباید فکر بد کنه غلط کرده مرتیکه منحرف فک میکنه همه مثه خودشن.بچه به این پاکی)
خلاصه دیگه این دوست من از خنده غش کرد و ولو شد رو میز.گفتم پاشو جمع کن بریم تا مجبور نشدیم پول این طفلی هارو از اون علی حروم خور بگیریم.
...........................................
